>>> ماهی مرکب <<<

 

ماهی مرکب گونه ایست از دسته سرپایان ، شاخه سرپايان ( Crustacea) گروه بسيار پيشرفته ای از بی مهرگان و از دسته نرم تنان میباشند که به 4 گروه تقسيم میشوند:

 

¤  کاتل فيش يا ماهی مرکب  (Cuttlefish) /  ¤  اسکوئيد يا لوليگو (Squid)

¤ هشت پا يا اختاپوس (Octopus)  /  ¤ نوتيلوس (Nautilus)

 


 

ماهی مرکب

 

>>> کلياتی راجع به سرپايان <<<

 

رده سرپايان دارای بازو در اطراف سر خود هستند که اين بازوها برای شنا، خزيدن و چسبيدن به سنگ و بدست آوردن طعمه بکار میرود و از آنجا که اين بازوها به دهان آنها میرسد به آنها سرپايان میگويند .

دهان در وسط اين بازوها قرار دارد و در برخی از اين گونه ها روی بازوها، کلاهک های مکنده وجود دارد.

در بالای راست روده دارای کيسه مرکب هستند که در نزديک مخرج باز شده و هنگام خطر با انقباض از آن جوهری خارج کرده که محيط را تيره و تار کرده و میتواند از دشمن خود فرار کنند.

در برخی مثل گونه اسکوئيد و حتی اختاپوس، سلولهای رنگين ستاره ای شکل وجود دارد که اين سلولها تحت تاثير هورمون های جنسی يا انعکاس های عصبی بطور منظم منقبض و منبسط شده و رنگ حيوان را متناوبا" تيره و روشن میسازند.

از مغز آنها به تعداد بازوها، اعصاب خارج میشود و در دو طرف سر دو چشم بزرگ با ساختار کامل وجود دارد.

دارای قلب 3 حفره ای و وجود هموسيانين يعنی مس بجای آهن در خون هستند و اين امر باعث شده که رنگ خون آنها بجای قرمز بصورت بيرنگ متمايل به آبی ديده شود .

اين سيستم گردش خون، انرژی بسياری احتياج دارد بطوری که طول عمر آنها را بدليل اين مصرف انرژی بالا، کوتاهتر میسازد.

اين موجودات شکارگر شبانه هستند و لاروهای آنها از پاروپايان و ديگر پلانکتونها و خرچنگ های کوچک و بزرگ و صدف های خوراکی و حلزون ها و ماهی های کوچک تغذيه میکنند و اما فک، شير دريائی، سمور آبی و همجنس های بزرگتر خود با خاصيت کانی باليسم و ... از آنها تغذيه میکنند.

جنس ها در سرپايان جدا از هم بوده و اما تخم های آنها بزرگ و دارای زرده زياد است و نوزاد آنها فاقد مراحل لاروی بوده و مشابه جانور بالغ اما مينياتوری آن میباشد.

ماهی مرکب در زبان فارسی، سش ناميده میشود و در بین ساحل نشینان جنوب به خساک یا نکله Nekle  معروف است ، اما بايد دانست که می توان از اين آبزيان بعنوان يک محصول شيلاتی قابل بهره برداری برای صادرات استفاده کرد.

این ماهی دارای گوشتی لذیذ است و به دلیل سرشار بودن از فسفر میتواند به عنوان داروی خوبی جهت درمان بیماریهایی چون کمردرد و ... استفاده شود.

همچنین از مرکب آن در خوشنویسی بهره میگیرند و به دلیل دوام طولانی رنگ آن، بسیار مورد توجه خوشنویسان است.

اسکلت داخلی ماهی مرکب که از جنس آهک است در تهیۀ پودر کیک استفاده میکنند و نیز با نام تجاری « کف دریا » در عطاری ها برای مصارف گوناگون غدایی و دارویی موجود است.

تاکنون حدود ۶۰۰ گونه زنده از اين شاخه شناسائی شده ولی حدود ۷۵۰۰ گونه فسيل نيز کشف شده است.

اندازه بدن عموما از ۶ تا ۷۰ سانتيمتر متغير بوده که اين اندازه شامل بازوهای دهانی و تنتاکل نيز میشود.

البته برخی از سرپايان ديده شده اند که اندازه ای به مراتب بيشتر داشته و حتی به ۱۰ يا ۱۵ متر نيز میرسند.

 


 

ماهی مرکب

 

>>> نحوه شنا کردن ماهـی مرکـب <<<

 

بجز اختاپوس که زمين را حفر کرده و اصطلاحا لانه سازی میکند ، مابقی سرپايان برای زندگی در حالت شناور و شنا کردن سازگاريهای ويژه ای يافته اند.

ماهی مرکب دارای اسکلت داخلی می باشد و حرکت و جابجائی بوسيله فشار آب بوجود می آيد.

بدين ترتيب که آب وارد فضای خالی بدن میشود سپس آب با فشار از طريق يک لوله که فانل (Funnel) ناميده شده و در زير بازوهای دهانی قرار دارد ، به خارج فرستاده میشود.

بدين ترتيب حرکتی در خلاف جهت خروج آب بوجود می آيد.

ماهيچه های مختلفی برای ايجاد اين حرکت دخيل هستند و هرگاه بشدت منقبض شوند ، آب با فشار بيشتری خارج شده و سرعت جابجائی نيز بيشتر می شود.

فانل بسيار قابل انعطاف بوده و به راحتی تغيير شکل مي دهد و جاندار میتواند با تغيير دادن محل قرار گيری آن در مسيری که انتخاب میکند شنا کند.

در بدن ماهی مرکب يک اسکلت داخلی سفيد رنگ ديده میشود که حفرات متعددی داشته و بوسيله ديواره های نازکی از هم جدا می شوند.

اين حفرات بوسيله گاز عموما نيتروژن و يک مايع خاص پر شده اند که نسبت بين گاز و مايع در شناوری ماهی مرکب نقش دارد.

هنگام روز که فعاليت ماهـی مرکـب کم بوده و بيشتر در نزديکـی بستـر بسر میبرد ، شنـاوری کم میباشـد و هنگـام شب که فعاليتهای تغذيـه ای و شکـار شروع میشود ، اين شناوری به حداکثر خود میرسد.

آندسته از سرپايان که دارای اسکلت می باشند (چه داخلی و چه خارجی) ، دارای محدوديت عمق بوده و نمیتوانند بطرف اعماق زياد حرکت کنند ، چراکه فشار بيش از حد موجود در اعماق باعث متلاشی شدن اسکلت و در نهايت مرگ آنها میشود.

 


 

ماهی مرکب

 

>>> ساختمان بدنی ماهـی مرکـب <<<

 

ورود و خروج آب در بدن ، علاوه بر نقشی که در حرکت و جابجائی دارد ، عمل تنفس را نيز انجام می دهد.

تبادلات گازی بوسيله آبشش هایی که در حفره خالی بدن قرار دارند صورت میگيرد.

آبشش ها برای بالابردن بازده تنفسی بشدت چين خورده بوده و سطح تماس زيادی را بوجود آورده اند و بجای آن مژک ها را از دست داده اند.

البته در برخی از سرپايان تنفس از طريق پوست نيز ديده میشود که سهم کمی از اکسيژن مورد نياز بدن را تامين میکند.

ماهـی مرکـب و اسکوئيـد دارای ۸ بازوی دهانـی و دو تنتـاکـل میباشنـد که تنتاکلها از بازوهـای دهانی بزرگتـر بوده ، وسيله شکـار و دفـاع جانـدار میباشند.

در انتهای تنتاکل بادکش هایی ديده میشود که برخی مجهز به خار نيز میباشند.

ماهی مرکب که غذای عمده آنرا سخت پوستان و جانداران روی بستر دريا تشکيل میدهد ، برای شکار به نرمی بر فراز بستر شنا کرده و با چشمان درشت خود بستر را بررسی میکند و به محض ديدن طعمه ، تنتاکل های خود را که مانند فنر جمع کرده است به طرف طعمه پرتاب میکند.

طعمه شکار شده به سرعت به طرف دهان آورده شده و بوسيله ۸ بازوی دهانی محکم گرفته میشود تا امکان فرار به صفر برسد.

حال طعمه بوسيله منقاری که در ابتدای دهان قرار دارد تکه تکه شده و بلعيده میشود.

برخی از سرپايان مانند عنکبوت عمل میکنند و بدين ترتيب که طعمه را نمیخورند بعد از شکار طعمه ، بدنش را سوراخ کرده و آنزيمهای گوارشی را به بدن آن تزريق میکنند سپس مايع بدن طعمه را میمکند و باقی رو رها میکنند .

 

ماهی مرکب

 

سرپايان قابليت همرنگ سازی خود با محيط را در حد پيشرفته دارا میباشند که اين قابليت بواسطه وجود تعداد بی شماری از کروماتوفورها در سطح بدن میباشد.

برخی از آنها دارای چندين نوع از کروماتوفور میباشند که هر کدام رنگ خاصی را توليد میکنند که از آنجمله میتوان به رنگهای زرد ، پرتقالی ، قرمز ، آبی و سياه اشاره کرد.

بينائی نقش مهمی در کنترل آنها دارد ولی آنها تحت تاثير لايه حساس به نور پوست نيز می باشند که بصورت مستقل بر کروماتوفورها تاثير میگذارند.

تحريکات عصبی و هورمونی نيز موجب تغيير در وضعيت ماهيچه های بسيار کوچک متصل به کروماتوفورها میشوند.

بدين ترتيب که هرگاه ماهيچه ها منقبض شوند ، رنگدانه ها در يک نقطه جمع شده و جاندار بيرنگ ديده میشود و هرگاه منبسط شده و يا درحال استراحت باشند ، رنگدانه ها پراکنده شده و سطح بدن جاندار رنگهای مختلف به خود می گيرد.

قابليت تغيير رنگ در استتار ، جفت يابی و فرار از شکارچیان کاربرد دارد.

 


 

ماهی مرکب

 

>>> تولید مثل در ماهی مرکب <<<

 

ماهـی مرکـب مـاده :

يک کيسه جوهر در نزديکی دستگاه گوارش ديده میشود که بوسيله فعاليت غدد جوهر ساز پر شده و به راست روده باز میشود.

اين جوهر غالبا به رنگ قهوه ای يا سياه بوده و در واقع سرشار از سلولهای ملانين میباشد.

هرگاه جاندار مورد حمله قرار گيرد ، مقداری از جوهر را از طريق فانل به بيرون میريزد و سريعا منطقه را ترک میکند.

ابری از جوهر در فضا منتشر شده و شکارچی را گمراه میکند.

آلکالوئيد موجود در اين جوهر موجب گيجی موقت شکارچی و از کار انداختن ارگانلهای حسی آن می شود.

در گذشته های دور چينی ها از اين جوهر برای کتابت و نوشتن استفاده می کردند. امروزه تلاش برای يافتن خواص داروئی اين جوهر همچنان ادامه دارد.

 

ماهـی مرکـب نــر :

فرد نر از نظر جثه بزرگتر بوده و دارای رنگهای متنوع و جذاب میباشد.

در ماهی مرکب ، با فعاليت بيضه ها اسپرم ها توليد شده و در بسته هائی بنام اسپرماتوفور جمع شده و نگهداری میشوند.

اسپرماتوفورها يا بسته های اسپرمی در فضای خالی سمت چپ جبه نگهداری میشوند.

هر اسپرماتوفور که شبيه به چوب بيسبال میباشد ، دارای يک سرپوش و يک قسمت جهنده و فنری شکل میباشد.

با برداشته شدن سرپوش که میتواند حتی بواسطه جذب آب باشد ، آن قسمت جهنده آزاد شده و اسپرماتوفور باز میشود.

به نوعی میتوان گفت اين حرکت باعث پشت و رو شدن اسپرماتوفور شده و اسپرمها رها میشوند.

 

ماهی مرکب

 

اسپـرماتـوفـور (Spermatophore) :

در فصل توليـد مثل يکی از بازوهای دهانـی فرد نـر تغييـر شکل يافته و چند رديـف از بادکشها که کوچکتـر هستند به يک قسمت چسبنـده تبديل میشوند و برای انتقال اسپرم سازگاری ميابند.

نمايشات خاصی برای جلب توجه ماده بوسيله جنس نر اجرا میشود و جنس نر برای تصاحب ماده ناچار به مبارزه با رقيبان خود میباشد.

در اين مبارزه دو فرد نر روبروی هم قرار گرفته و بازوها و تنتاکلهای خود رو در هم میپيچند و اين مبارزه آنقدر ادامه میابد تا تمامی رقيبان صحنه را ترک کنند.

آنگاه نمايشات جفتگيری شروع میشود و نر در بالای ماده شنا می کند و بعد از آماده شدن ، روبروی ماده قرار گرفته و بوسيله بازوهای خود ، ماده را محکم در آغوش میگيرد.

حال بوسيله همان بازوی تخصصی شده خود ، اسپرماتوفورها را از جبه خود خارج کرده و در جبه ماده و در نزديکی تخمدانها رها میکند.

بعد از لقـاح تخمک هـا و گذشت مـدت زمان لازم بـرای شروع تقسيمات اوليـه سلولـی ، تخمهـا که دارای غشاء های محافظتـی محکـم و چسبنـده می باشند ، بايد از بدن ماده خارج شوند.

نر و ماده شنا کنان بدنبال محل مناسب میگردند و اين ماده هست که بايد محل مناسب را بيابد که اين محل معمولا بستری سخت و ترجيحا حفره مانند می باشد.

بعد از يافتن محل مناسب ، ماده يکی از بازوهای خود را که آن نيز تغيير شکل يافته و برای تخمگذاری تخصصی شده است وارد جبه خود کرده و تخم ها را برداشته و با دقت خاص به بستر میچسباند.

تخمگذاری تک تک صورت گرفته و زمان زيادی طول میکشد تا همه تخم ها از بدن خارج و به بستر چسبانده شوند.

در زمان تخمگذاری بدن ماده در نهايت کشش قرار گرفته و بصورت کاملا دوکی تغيير شکل میيابد و در تمام اين مدت جنس نر مراقب محيط اطراف بوده و با هر موجود مهاجمی مبارزه میکند.

 

ماهی مرکب

 

تخـم ماهـی مرکـب :

بعد از تخمگذاری وظيفه والدين در اين دنيا به پايان رسيده و هر دو میميرند .

لازم به ذکر است که از آن همه تخم رها سازی شده که بعدها به لارو تبديل میشوند نيز تعداد محدودی شانس زندگی می يابند .

بسياری از آنها قبل از رسيدن به بلوغ و توليد مثل بوسيله شکارچيان خورده میشوند .